پروانه

زبان مبدأ: فارسی

/web.archive.org/

معنی فارسی

  1. اسم نام عمومی هر یک از تیرة پروانگان جزو ردة حشرات که گونه و اقسام متعدد دارد.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary billet ; butterfly ; fan ; indult ; licence ; license ; licensure ; moth ; paper ; pass ; permission ; permit واژه هاى شامل پروانه ـ (35)
  3. اسم پروانه، جانوری درنده شبیه شغال که به دنبال شیر حرکت می‌کند و بازماندة شکار آن را می‌خورد. سیاه گوش و چاوشی هم گویند.
  4. اسم اسبابی به صورت چرخ پره دار چرخان یا پنکه مثل پروانة کشتی.
  5. اسم نوشته‌ای رسمی که به دارندة آن اجازة کار معینی را می‌دهد مثل پروانة وکالت.
  6. اسم جواز، اجازه نامه.
  7. اسم حکم، فرمان پادشاهان.
  8. اسم دلیل، رهبر.
  9. اسم یکی از گوشه‌های همایون.
  10. اسم یک فرد از تیره پروانگان جزو رده حشرات که گونه ها و اقسام متعدد دارد.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}