ابتر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت ناقص، ناتمام. دم بریده. بیفرزند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل ابتر ـ (1)
- صفت (ادبی): در عروض، ویژگی پایهای که در آن «م» و «عیلن» از «مفاعیلن» یا «فَعو» از «فَعولن» حذف میشود و بجای آنچه باقی میماند، «فعْ» میگذارند.
- صفت (قدیم): آنکه فرزند پسر ندارد.
- قید بطور ناقص و ناتمام