اختر
زبان مبدأ: فارسی
/ - /
معنی فارسی
- اسم ستاره، کوکب، نجم. طالع، بخت، اقبال. معرب آختار.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary star واژه هاى شامل اختر ـ (3)
- اسم پرچم، عَلَم، درفش.
- اسم گلی برنگهای سرخ، صورتی، نارنجی، و زرد که ریز است و بشکل خوشه روی گیاه میشکفد.