بوق
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bugle ; concha ; horn ; trumpet واژه هاى شامل بوق ـ (6)
- نوعی از شیپور کوتاه که شکارچیان برای راندن شکار از محلی به محل دیگر به کار برند، نفیر.
- صدای ممتد یا مقطع سوت مانندی که از گوشی تلفن شنیده میشود.
- میوة خشکی شبیه قیف که از یک طرف میشکافد.
- کنایه از: آدم ابله و خونسرد. ؛ ~زدن در هزیمت کار احمقانه کردن. ؛ ~ سحر صبح بسیار زود، هنگام س
- حرف ~ سگ دیر وقت شب، نزدیک س
- اسم بوق
* هندی #نوعی از شیپور کوتاه که شکارچیان برای راندن شکار از محلی به محل دیگر به کار برند، نفیر. #صدای ممتد یا مقطع سوت مانندی که از گوشی تلفن شنیده میشود. #میوة خشکی شبیه قیف که از یک طرف میشکافد. (عا.) # کنایه از: آدم ابله و خونسرد. ؛ ~زدن در هزیمت کار احمقانه کردن. ؛ ~ سحر صبح بسیار زود، هنگام س