کراوات
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم پارچهای باریک و بلند که مردان به یقة پیراهن گره زنند و از جلو سینه آویزان کنند، فکل.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ascot tie ; cravat ; necktie ; overlay ; tie واژه هاى شامل کراوات ـ (5)
- اسم کراوات
* فرانسوی