زین
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (قدیمی): نشیمنی ساخته شده از چرم و چوب که به هنگام جنگ یا سواری بر پشت اسب میانداختند.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary saddle واژه هاى شامل زين ـ (22)
- حرف ز این، از این.
- حرف زیْنَ: در گویش گنابادی یعنی پله، پلکان، راه پله. زیْن: در یعنی از این، از حالا، از الاّن.