پول
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم شیء فلزی یا کاغذی با واحدی مشخص که در کشور برای انجام معاملات، خدمات، خرید و فروش، و مانند آنها بکار میرود. اعتبار آن به علت ارزش خود آن شیء مانند پول، نقره، طلا یا به علت ارزش پشتوانه آن مانند اسکناس است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary Gold ; currency ; denomination ; deposit ; dough ; fee ; handsel ; lolly ; lucre ; money ; moola ; moolah ; muck ; payment ; pelf ; purse ; remittance ; rhino ; riches ; shiner ; specie ; wampum ; wampumpeag واژه هاى شامل پول ـ (102)
- اسم آن چه که معیار ارزش مادی است و به عنوان وسیله مبادله مورد استفاده قرار میگیرد. چایی پولی که به عنوان انعام داده میشود.
- اسم ریشهشناسی واژه «پول» در زبان فارسی ریشهشناسی واژهی «پول» در زبان فارسی، بهویژه در پیوند با زبانهای ایرانی باستان مانند اوستایی و پهلوی، و همچنین زبان سانسکریت، از مباحث مورد اختلاف در زبانشناسی تاریخی است. در این نوشتار، دیدگاههای اصلی در باب منشأ این واژه و تحولات معنایی آن بررسی میشود. --- ۱. ریشه در زبان اوستایی بر پایهی شواهد زبانشناسی، واژهی «پول» ریشه در واژهی اوستایی 𐬞𐬀𐬎𐬭𐬎 (pauru) دارد. این واژه در اوستایی و پارسی باستان معنای «بسیار»، «فراوان» یا «دارا» داشته و همریشه با سانسکریت puru- بهمعنای «فراوان» است. با توجه به اینکه مفهوم «فراوانی و دارایی» یکی از بنیادیترین مفاهیم پول در معناشناسی فرهنگی است، میتوان تصور کرد که واژهی «پول» در گذر زمان، از همین ریشه و از طریق تحولات واجی و معنایی، به معنای کنونی «دارایی نقدی» تحول یافته باشد. --- ۲. ریشه در زبان پهلوی در مت…
- اسم پول کسی از پارو بالا رفتن کنایه از ثروت بیحساب داشتن.
*اوستایی و پهلوی