پول

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم شی‌ء فلزی یا کاغذی با واحدی مشخص که در کشور برای انجام معاملات، خدمات، خرید و فروش، و مانند آنها بکار می‌رود. اعتبار آن به علت ارزش خود آن شی‌ء مانند پول، نقره، طلا یا به علت ارزش پشتوانه آن مانند اسکناس است.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary Gold ; currency ; denomination ; deposit ; dough ; fee ; handsel ; lolly ; lucre ; money ; moola ; moolah ; muck ; payment ; pelf ; purse ; remittance ; rhino ; riches ; shiner ; specie ; wampum ; wampumpeag واژه هاى شامل پول ـ (102)
  3. اسم آن چه که معیار ارزش مادی است و به عنوان وسیله مبادله مورد استفاده قرار می‌گیرد. چایی پولی که به عنوان انعام داده می‌شود.
  4. اسم ریشه‌شناسی واژه «پول» در زبان فارسی ریشه‌شناسی واژه‌ی «پول» در زبان فارسی، به‌ویژه در پیوند با زبان‌های ایرانی باستان مانند اوستایی و پهلوی، و همچنین زبان سانسکریت، از مباحث مورد اختلاف در زبان‌شناسی تاریخی است. در این نوشتار، دیدگاه‌های اصلی در باب منشأ این واژه و تحولات معنایی آن بررسی می‌شود. --- ۱. ریشه در زبان اوستایی بر پایه‌ی شواهد زبان‌شناسی، واژه‌ی «پول» ریشه در واژه‌ی اوستایی 𐬞𐬀𐬎𐬭𐬎 (pauru) دارد. این واژه در اوستایی و پارسی باستان معنای «بسیار»، «فراوان» یا «دارا» داشته و هم‌ریشه با سانسکریت puru- به‌معنای «فراوان» است. با توجه به اینکه مفهوم «فراوانی و دارایی» یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم پول در معناشناسی فرهنگی است، می‌توان تصور کرد که واژه‌ی «پول» در گذر زمان، از همین ریشه و از طریق تحولات واجی و معنایی، به معنای کنونی «دارایی نقدی» تحول یافته باشد. --- ۲. ریشه در زبان پهلوی در مت…
  5. اسم پول کسی از پارو بالا رفتن کنایه از ثروت بی‌حساب داشتن.

*اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}