مقعد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- بر جای مانده.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary anus ; croup ; rectum واژه هاى شامل مقعد ـ (6)
- آن که به سبب مرض (قعاد)
- نتواند بر پای خیزد، زمینگیر.
- اسم دبر و سوراخ کون. تهيگاه
- اسم مقا
* عربی (اِمف.) #بر جای مانده. #آن که به سبب مرض (قعاد) # نتواند بر پای خیزد، زمینگیر.