اشاعه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم پراکندن، پراکنده ساختن. رواج دادن، گسترش دادن. شایع کردن. نک اشاعت.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary publication واژه هاى شامل اشاعه ـ (1)
- اسم فاش کردن، اظهار کردن.
- اسم : اجتماعِ حقوق چند نفر بر مال معیّن. مقابل اِفراز نیز ← مشاع.