اسپ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم اسب، فِرَس.
- اسم یکی از مهرههای شطرنج.
- اسم گویش اسب در زبان پهلوی، باره.
- اسم از اسامی مشترک زبان اوستایی، سکایی سده هفتم پیش از میلاد.
- اسم اسپ و فرزین نهادن مات کردن، مغلوب کردن (در شطرنج).
- اسم جزو دوم بسیاری از نامهای کهن ایرانی: گشتاسپ، لهراسپ، جاماسپ و غیره.