پالهنگ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم افسار، مهار، کمند. ؛ از زیر ~ کسی در آمدن از تسلط و فرمان کسی درآمدن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary halter
- اسم ریسمان و بند، یوغ
- اسم دوال، ریسمان
از ایرانی میانه. احتمالاً همریشه با ارمنی պարան (paran) «طناب».