بسیج
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- آمادگی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary mobilization واژه هاى شامل بسيج ـ (5)
- تجهیزات.
- قصد، ارا د ه.
- آماده کردن نیروهای نظامی و مانند آن برای جنگ.
* پهلوی * بسیج:آماده و فراهم شده و ساخته دکتر کزازی در مورد واژه ی " بسیج" می نویسد : ( ( بسیج به معنی آماده و فراهم شده و ساخته است و در بیت صفتی است جدا افتاده از "چراغ "می تواند بود که "بسیج "ریختی از وسیگ باشد، صفت پساوندی ساخته شده از وس ( =بس ) در پهلوی " ) ) ( ( چراغی است ؛ مر تیره شب را، بسیچ به بد ، تا توانی، تو هرگز مپیچ! ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 203…