operationally ready
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(operationally ready): بازگشت به واژه operationally ready ready حاضر به کار،حاضر به عمليات ،حاضر به عمل علوم نظامى : اماده از نظر عملياتى کلمات مرتبط(2)