orthoepic

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version وابسته به تلفظ درست ،مبنى بر درست خوانى
  2. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary or·tho·epy n. Pronunciation: ' o ̇ r-thə- ˌ we-pē, o ̇ r- ' thō-ə-pē Function: noun Etymology: New Latin orthoepia, from Greek orthoepeia, from orth- + epos word ― more at VOICE Date: 1668 1 : the customary pronunciation of a language 2 : the study of the pronunciation of a language –or·tho·ep·ic \ ˌ o ̇ r-thə- ' we-pik\ adjective –or·tho·ep·i·cal·ly \-pi-k(ə-)lē\ adverb –or·tho·epist \ ' o ̇ r-thə- ˌ we-pist, o ̇ r- ' thō-ə-pist\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}