شم
زبان مبدأ: فارسی
/web.archive.org/
معنی فارسی
- اسم (قدیم): شمیدن.
- اسم (مجاز): درک، فهم.
- اسم دبالتلحس بویایی، شامه.
- اسم بو، رایحه. یکی از حواس پنجگانه که وظیفهاش درک بوی است.
- اسم (فیزیک): جذب- آشام - آشامیدن
- اسم بوییدن.
- اسم رمیدن، آشفتهشدن.
زبان مبدأ: فارسی
/web.archive.org/
{{ metaLine || "واژهنامه فارسیطور و دیکشنری اروپایی" }}
یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.
واژهای در این بخش پیدا نشد.
ترجمه به انگلیسی از دیکشنریهای بارگذاریشده
/{{ entry.ipa }}/
{{ sn.example }}
{{ entry.etymology }}
تعاریف ویکیواژه CC BY-SA است؛ موارد «واژهنامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.
با شماره موبایل وارد شوید. ثبتنام همان ورود است و سطح پیشفرض «عمومی» است.
{{ me.role_label }} · {{ me.mobile }}
{{ authMsg }}
سطح شما: {{ me.role_label }}. گلوساری خصوصی برای همهٔ اعضا هست. معنی ویژه فقط برای سطح ویژه و بالاتر دیده میشود.
سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمیشود.
فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.
جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تبدار یادداشت است. خطهایی که با # شروع شوند نادیده گرفته میشوند.
{{ gMsg }}