قندیل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم رشتهای باریک از یخ که معمولا زیر ناودان پدید میآید.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary cresset واژه هاى شامل قنديل ـ (1)
- اسم شمع، چراغ، چلچراغ که میآویزند. وسیلهای که از سقف میآویزند و در آن چراغ یا شمع تعبیه میکنند.
- اسم معرب کندیل، چراغ، چراغدان، شمعدان که از سقف آویزند.
- اسم : وسیلهای میان تهی برای محافظت از تیرهای کمان. قَربان.