perfunctorily

زبان مبدأ: انگلیسی

ترجمه به فارسی

  1. واژه‌نامه · hFarsi Advanced Version (بطور ) سرسرى ،بطور از سر خود واکنى
  2. واژه‌نامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary per·func·to·ry adj. Pronunciation: pər- ' fəŋ(k)-t(ə-)rē Function: adjective Etymology: Late Latin perfunctorius, from Latin perfungi to accomplish, get through with, from per- through + fungi to perform ― more at PER- , FUNCTION Date: 1593 1 : characterized by routine or superficiality : MECHANICAL 2 : lacking in interest or enthusiasm –per·func·to·ri·ly \-t(ə-)rə-lē\ adverb –per·func·to·ri·ness \-t(ə-)rē-nəs\ noun
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}