لندهور
زبان مبدأ: فارسی
/fa.wikipedia.org/
معنی فارسی
- صفت درشت اندام، قوی هیکل. [http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF_%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C (فارسی امروز)]
- صفت (گفتگو): بسیار قدبلند و معمولا بیکاره، تنبل یا کمعقل.
- صفت به معنی پسر آفتاب ، چه لند به معني پسر و هور آفتاب را گويند و نام پادشاهي بوده عظيمالشان در هندوستان و اعتقاد برهمنان آن است که چون نير اعظم به مادر او نظر کرد او حامله شد و فارسيان به اين سبب او را لندهور خوانند. (برهان )
- صفت در هندوستان پادشاهي بیپدر بزاد و او را به هندی راجهکرند نام کردند، چه عقيده هنود آن بود که آفتاب به مادرش که کنتی نام داشت نظر عنايت کرده و او حامله شده است . (آنندراج)
- صفت نام پادشاهی ذوشوکت از پادشاهان هند و عقيده بر آن است که نير اعظم به والدهاش که کنتی نام داشت نظر عنايت کرد و او حامله شد، لهذا عجمان او را لندهور نام کردند و معنی اين اسم پسر آفتاب بود، لند پسر را گويند و هور اسم نير اعظم است . (جهانگيری)
- صفت از آن با حکيمان نيارم نشستن ..... که ايشان چو هورند و من لندهورم (سنائی)
- صفت نام پهلوانی فرزند سعدان در افسانههای قديم .
- صفت عامه در تداول خود مردی با اندام ضخم و بسيار بلندبالا را لندهور (به فتح دال ) گويند، چون عوجبنعنق.