پیران
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم جمع پیر، پیرها.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل پيران ـ (1)
- اسم پیران پسر ویسه، وزیر خردمند افراسیاب در شاهنامه و رئیس یکی از قبایل صحراگردی به نام ترکان، او متحد تورانیان علیه ایرانیان بشمار میرود. چون او و قبایلاش قویترین پس از تورانیان هستند بدین منوال پیران وزیر افراسیاب شناخته میشود. در جنگ دوازدهرخ، افراسیاب شرکت نداشت بلکه فقط جنگجویان پیران بودند.