کنف
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم گیاهی است از تیره پنیرک که از ساقه آن الیاف کنف بدست میآید که برای تهیه گونی، طناب و پارچههای زبر بکار میرود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary hemp ; marihuana ; marijuana واژه هاى شامل کنف ـ (8)
- اسم جانب، طرف. نگاه داری، حمایت. ظل. سایه، کرانه