سوسن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم گلی است بابرگهای دراز و باریک و گلهای خوشبو به رنگهای مختلف. گل سوسن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary gladiola واژه هاى شامل سوسن ـ (15)
- اسم اسامی زنانه.
- صفت : خالهزنک. فردی که رفتارهایی مانند غیبت و... دارد. بطوری که در شعر زیر داریم:
- صفت اینجا مراد از سوسن همان «خاله زنک» میباشد و صد زبان داشتن اشاره به عمل غیبت کردن دارد