آبشخور
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary destiny ; trough ; watering place
- اسم آبشخوار. آبشخورد:
- اسم جای خوردن یا برداشتن آب.
- اسم ظرف آبخو
- اسم منزل، مقام.
- اسم بهره، قسمت.
- اسم سرنوشت.
#منزل، مقام. #بهره، قسمت. #سرنوشت.