نقاره
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم تبیره.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary kettle ; kettledrum ; timbal ; timpani ; tymbal واژه هاى شامل نقاره ـ (1)
- اسم نوعی طبل کوچک دوتایی که با دو چوب باریک نواخته میشود.
- اسم نوبت و کوس . (آنندراج)
- اسم نوبت و نوعی از طبل کوچک و کوس و کوست . (ناظم الاطباء)
- اسم نوعی طبل کوچک دوتائی . دو طبل کوچک متصل بهم ،يکی بزرگتر و صدايش بم تر است ، و يکی کوچکتر با صداي زيرتر. آلت نواختن ، نقاره دو عدد چوب است به نام چوب نقاره و با دو دست نواخته میشود. گاهی يک دست در بم و دست ديگر در زير کار میکند و گاه هر دو چوب به بم يا به زير میخورد. کاسه نقاره از مس است و پوست آن از پوست گاو که کلفت تر است تهيه میشود. (فرهنگ فارسیمعين . از سرگذشت موسيقی ايران خالدی ج ۱ ص ۲۰۸)
- اسم نقاره آفتاب زرد: نوبتی که وقت شام بر در ملوک زنند. (آنندراج )
- اسم در آخر عمر عيش پيران نقاره آفتاب زرد است .