پلکان
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم جِ پله ؛ ساختاری به شکل ردیف یا مجموعهای از پلههای پشت سر هم میان دو یا چند سطح برای امکان رفت و آمد از یکی به دیگ
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ghat ; ghaut ; pitch ; ramp ; stairway ; step ; stile واژه هاى شامل پلکان ـ (13)