sit out
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(sit out): بازگشت به واژه sit out out sit خوددارى بازيگر از تمديد قرارداد،رو کردن و فرار کردن از خاک( در کشتى)،تا پايان چيزى نشستن ،بيشتر نشستن از،شرکت نداشتن در ورزش : رو کردن و فرار کردن از خاک کلمات مرتبط(2)
- واژهنامه · Merriam-Webster Collegiate Dictionary sit out Function: transitive verb Date: 1578 : to refrain from participating in < sat out every dance>]]>