رسا
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary adequate ; audible ; expressive ; loud ; orotund ; stentorian واژه هاى شامل رسا ـ (2)
- صفت ویژگی صدایی که بوضوح قابل شنیدن باشد.
- صفت موزون و بلند.
- صفت توانا در رسیدن به هدف یا در رسیدن به جایی؛ رسنده.
- صفت بالغ.
- صفت تندهوش.
- صفت فصیح و شیوا