اتر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم ترکیبی آلی به صورت مایعی بیرنگ، فرّار، و شدیداً قابل اشتعال که به عنوان داروی بیهوشی در پزشکی بکار میرود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary ether واژه هاى شامل اتر ـ (5)
- اسم جسمی سیال و رقیق که قسمت فوقانی کره زمین را فراگرفته.
- اسم نمک فرار که از ترکیب یکی از اسیدهای معدنی یا آلی با الکل به دست میآید.
- اسم مادهای که از گرفتن یک مولکول آب از دو مولکول الکل حاصل شود و به عنوان داروی بیهوشی و حلال به کار رود.