شده
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل شده ـ (843)
- صفت (صفت از شدن): انجام گرفته، انجام یافته، گذشته، رفته، گشته، گردیده، رفته.
- صفت (مجاز): از دست رفته.
- صفت رفته، مرده.
- صفت چندرشته نخ به هم پیچیده ک به یک اندازه آنها را بریده باشند.
- صفت ریشه و طره.
- صفت رشتهای که دانههای گرانبها را بدان کشیده و به گردن یا جامه آویزند.