هور

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم نژادی قدیم و سفیدپوست، هوریان.
  2. اسم وئور: مصدر فعل زدن، بزن.
  3. اسم 🌞 ۰۱فهرست منابع بسیار گسترده‌تر و تخصصی‌تر شده تا پشتوانهٔ پژوهشی تحلیل ریشه‌شناسی واژهٔ «هور / خور» کاملاً مستند باشد. منابع شامل آثار کلاسیک ایران‌شناسی، زبان‌شناسی تطبیقی هندواروپایی، فرهنگ‌های ریشه‌شناسی و متون آکادمیک قرن ۱۹ تا ۲۱ میلادی هستند. --- 🔹 ریشه‌شناسی واژهٔ «هور / خور» ۱. فارسی نو در فارسی نو، «هور / خور» به معنای خورشید و نور است. صورت «خور» در «خورشید» از تحول آوایی h → x در سیر تاریخی زبان‌های ایرانی پدید آمده است. تحول «هور» ← «خور» نمونه‌ای از دگرگونی همخوان سایشی است که در فارسی نو در آغاز واژه رخ داده است. 📚 منابع فارسی: ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، تهران: سمت، ۱۳۸۰. محمدتقی راشد محصل، بررسی تطبیقی زبان‌های ایرانی میانه و نو، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۸. حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، تهران: سخن، ۱۳۸۱، ذیل مدخل «خور». احمد کسروی، در پیرامون ز…

*اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}