دهان
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم دهن: قسمت مقدم و فوقانی لولة گوارشی که توسط لبها به خارج باز میشود و در آن اندامهای مختلف مانند دندانها و زبان و غیره وجود دارد. غذا داخل آن میشود و پس از جویده شدن به وسیلة لولة مخصوصی وارد معده میگردد و همچنین صوت از آن خارج میشود. ؛~خود را آب کشیدن کنایه از: استغفار کردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary chops ; gam ; gob ; jib ; mouth ; mug ; neb ; os ; puss ; throat واژه هاى شامل دهان ـ (66)
- صفت روغن فروش.
- اسم دهان