گوسفند
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم از جانوران اهلی و علفخوار و چهار پا که گوشت و پوست و شیرش مورد استفاده انسان قرار میگیرد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary mutton ; sheep واژه هاى شامل گوسفند ـ (47)
* این واژه احتمالاً از ترکیب قدیمیتر گوس (gus) به معنای "گاو" یا "دام" و پند (pand) به معنای "وزن" یا "ارزش" مشتق شده است. این ترکیب در اصل ممکن است به معنای "دام ارزشمند" یا "حیوان باارزش" بوده باشد. در فارسی میانه (پهلوی) این واژه به صورت گوسپند دیده میشود که همچنان به دامهای اهلی یا بهطور خاص گوسفند اشاره دارد.