گوسفند

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم از جانوران اهلی و علفخوار و چهار پا که گوشت و پوست و شیرش مورد استفاده انسان قرار می‌گیرد.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary mutton ; sheep واژه هاى شامل گوسفند ـ (47)

* این واژه احتمالاً از ترکیب قدیمی‌تر گوس (gus) به معنای "گاو" یا "دام" و پند (pand) به معنای "وزن" یا "ارزش" مشتق شده است. این ترکیب در اصل ممکن است به معنای "دام ارزشمند" یا "حیوان باارزش" بوده باشد. در فارسی میانه (پهلوی) این واژه به صورت‌ گوسپند دیده می‌شود که همچنان به دام‌های اهلی یا به‌طور خاص گوسفند اشاره دارد.

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}