to bring to the proof
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(to bring to the proof): بازگشت به واژه to bring to the proof bring proof the to ازمودن ،محک زدن ،به تجربه رساندن ،ازمايش کردن ،امتحان کردن کلمات مرتبط(4)