غلام
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم پادو، نوکر، بنده، اجیر.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bond servant ; bondman ; bondsman ; galley slave ; manciple ; peon ; slave ; thrall ; vassal واژه هاى شامل غلام ـ (6)
- اسم پسر، پسری که ریش در نیاورده باشد.