to cry wolf too often
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(to cry wolf too often): بازگشت به واژه to cry wolf too often cry often to too wolf انقدربدروغ فرياد( گرگ امدگرگ امد )کردن هنگام راست بودن هم کسى باورنکند کلمات مرتبط(5)