زاویه

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. زاویة
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary angle ; canton ; hermitage ; in واژه هاى شامل زاويه ـ (33)
  3. اسم کنج، گوشه.
  4. اسم کرانه.
  5. اسم خانه.
  6. اسم خلوتخانه‌ای در خانقاه مخصوص عبادتِ زاهدان.
  7. اسم در ریاضی شکلی که از تقاطع دو خط یا دو سطح پدید آید، گوشه باز (فره)
  8. اسم گونیا.
  9. اسم جامه و پلاس و باروبنة درویشان.
  10. اسم زاویه

* عربی # زاویة

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}