زاویه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- زاویة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary angle ; canton ; hermitage ; in واژه هاى شامل زاويه ـ (33)
- اسم کنج، گوشه.
- اسم کرانه.
- اسم خانه.
- اسم خلوتخانهای در خانقاه مخصوص عبادتِ زاهدان.
- اسم در ریاضی شکلی که از تقاطع دو خط یا دو سطح پدید آید، گوشه باز (فره)
- اسم گونیا.
- اسم جامه و پلاس و باروبنة درویشان.
- اسم زاویه
* عربی # زاویة