to intensify one's actions
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(to intensify one's actions): بازگشت به واژه to intensify one's actions intensify to اقدامات خودراسخت( تر )کردن ،برشدت اقدامات خود افزودن کلمات مرتبط(4)