افراط
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم پرداختن به چیزی بیش از حد و اندازه معقول و معمول؛ زیادهروی، مقابل تفریط.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary excess ; exorbitance ; extravagance ; frill ; indulgence ; intemperance ; overindulgence ; plethora ; self indulgence ; superfluity واژه هاى شامل افراط ـ (27)
- اسم از حد درگذشتن.