to refresh oneself
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(to refresh oneself): بازگشت به واژه to refresh oneself oneself refresh to نيروى تازه گرفتن ،چيزى خوردن ،تغيير ذائقه دادن ،رفع خستگى کردن کلمات مرتبط(3)