انداختن

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. افکندن، پرتاب کردن.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary cast ; delete ; drop ; fell ; fling ; hew ; hitch ; hurl ; hurtle ; jaculate ; launch ; lay away ; omit ; put ; relegate ; shovel ; skeet ; sling ; throw ; thrust ; toss واژه هاى شامل انداختن ـ (148)
  3. چیزی را به هدف زدن، هدف قرار دادن.
  4. در جایی منزل کردن.
  5. راندن، طرد کردن.
  6. فرش کردن، گستردن.
  7. مقدّر ساختن.
  8. جنس نامرغوب را به جای جنس خوب فروختن، کلاه گذاشتن.
  9. طرح کردن، مطرح ساختن.
  10. مشورت کردن.
  11. کاستن، کسر کردن.
  12. افکندن. افگندن. پرت کردن.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}