اندوختن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- جمع کردن، فراهم آوردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary accumulate ; acquire ; hive ; lay in ; pile ; put by ; reserve ; roll up ; salt away ; salt down ; save ; store واژه هاى شامل اندوختن ـ (3)
- ذخیره کردن.
- بهره بردن، سود بردن.
- انباشتن. ذخیره کردن. گرد آوردن. جمع کردن.