بحر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم دریا.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary measure واژه هاى شامل بحر ـ (6)
- اسم (جمع): بحار.
- اسم (ادبی): در عروض، هر یک از مجموعههای وزن شعر فارسی و عربی که تکرار یکی از پایهها و یا از ترکیب دو پایه تشکیل میشود.