ترکیدن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- فعل سوراخ شدن یا پاره شدن چیزی مانند توپ و تاول که باعث خروج هوا یا مواد داخل آن میشود و معمولا با صدا همراه است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary blow ; blow out ; burst ; bust up ; crack ; dehisce ; explode ; pop ; pop off ; reave ; rive ; rupture واژه هاى شامل ترکيدن ـ (3)
- فعل شکافته شدن.
- فعل منفجر شدن.
- فعل پکیدن. منفجر شدن