انفجار
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم آزاد شدن انرژی بهصورت ناگهانی و غالبا شدید، که با تولید گرما و صدا همراه است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary blast ; blastment ; blow out ; blow up ; brisance ; burst ; bust ; detonation ; displosion ; eruption ; explosion ; gust ; outburst ; plosion ; pop واژه هاى شامل انفجار ـ (15)
- اسم ترکیدن و باز شدن سر چیزی، ترکیدن بمب.
- اسم پکش. ترکش
- اسم سپیدهدم شدن.
- اسم روان شدن آب.