unwarned exposed
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(unwarned exposed): بازگشت به واژه unwarned exposed exposed يکانهايى که در معرض غافلگيرى تک اتمى قرار مى گيرند علوم نظامى : به طور غير منتظره در معرض تک قرار گرفتن کلمات مرتبط(2)