پالودن
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صاف کردن، پاک کردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary filter ; purify ; refine ; strain
- تهی کردن.
- پاکیزه شدن.
- تباه کردن، ضایع کردن.
- تباه شدن، ضایع شدن.
- گداختن، ذوب کردن، به قالب ریختن سیم و زر و مانند آن.
- تشکیک کردن، انتقاد کردن.
- نجات دادن، خلاص دادن.
- بزرگ گردانیدن.
- تر کردن، نمناک کردن، آغشتن.
- تمام شدن، کاستن.