ترانه

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم (موسیقی): شعری متشکل از چند بیت مقفا و هم‌سان از نظر تعداد هجاها و مصراع‌ها که با آواز خوانده می‌شود.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary chanson ; song واژه هاى شامل ترانه ـ (6)
  3. اسم (موسیقی): هرنوع سخن معمولا موزون که با موسیقی خوانده شود.
  4. اسم (موسیقی): تصنیف ؛ قطعه‌ای کوتاه برای خوانده شدن همراه با سازهای موسیقی.
  5. اسم دوبیتی.
  6. اسم تر و تازه.
  7. اسم زیباروی.
  8. اسم دوبیتی. رباعی. یعنی رباعی. دوبیتی که نام دیگرش رباعی است و از گونه‌های شعر است که دارای چهار مصرع است. در مصرع یکم و دوم و چهارم قافیه است و در سوم لازم نیست، بعضی گویند در مصرع سوم هم باید قافیه باشد و گرنه همان دوبیتی و رباعی است. اهل دانش ملحونات این وزن [رباعی] را ترانه نام کردند.
  9. اسم جوان خوش چهره و شاهد تر و تازه و دارای زیبایی و صاحب کمال. از ریشه‌ی اوستایی «تورونه» به چم خرد، تر و تازه.
  10. اسم نگار و نقش
  11. اسم سدا. صدا. صوت
  12. اسم به اصطلاح اهل نغمه، تصنیفی است که آن سه گوشه داشته باشد هر کدام به گونه‌ای: یکی بیتی و دیگر مدح و یکی دیگر تلا و تلالا. در موسیقی یک قسمت از چهار قسمت نوبت مرتب یعنی تألیف کامل است و آن چهار قسمت قول است و ترانه و فروداشت.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}