ترانه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (موسیقی): شعری متشکل از چند بیت مقفا و همسان از نظر تعداد هجاها و مصراعها که با آواز خوانده میشود.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary chanson ; song واژه هاى شامل ترانه ـ (6)
- اسم (موسیقی): هرنوع سخن معمولا موزون که با موسیقی خوانده شود.
- اسم (موسیقی): تصنیف ؛ قطعهای کوتاه برای خوانده شدن همراه با سازهای موسیقی.
- اسم دوبیتی.
- اسم تر و تازه.
- اسم زیباروی.
- اسم دوبیتی. رباعی. یعنی رباعی. دوبیتی که نام دیگرش رباعی است و از گونههای شعر است که دارای چهار مصرع است. در مصرع یکم و دوم و چهارم قافیه است و در سوم لازم نیست، بعضی گویند در مصرع سوم هم باید قافیه باشد و گرنه همان دوبیتی و رباعی است. اهل دانش ملحونات این وزن [رباعی] را ترانه نام کردند.
- اسم جوان خوش چهره و شاهد تر و تازه و دارای زیبایی و صاحب کمال. از ریشهی اوستایی «تورونه» به چم خرد، تر و تازه.
- اسم نگار و نقش
- اسم سدا. صدا. صوت
- اسم به اصطلاح اهل نغمه، تصنیفی است که آن سه گوشه داشته باشد هر کدام به گونهای: یکی بیتی و دیگر مدح و یکی دیگر تلا و تلالا. در موسیقی یک قسمت از چهار قسمت نوبت مرتب یعنی تألیف کامل است و آن چهار قسمت قول است و ترانه و فروداشت.