visiting correspondent
زبان مبدأ: انگلیسی
ترجمه به فارسی
- واژهنامه · hFarsi Advanced Version کلمات مرتبط(visiting correspondent): بازگشت به واژه visiting correspondent correspondent visiting نماينده بازديد کننده مجاز علوم نظامى : نماينده مجاز رسانه هاى گروهى براى بازديد از صحنه عمليات يا قسمتهاى ارتشى کلمات مرتبط(2)