بالا
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم قسمت بلند هر چیز، مقابل پایین، جایی بلندتر از اطراف خود، چنانکه پشته، تپه، و مانند آنها.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary aloft ; ascendancy ; ascendency ; atop ; overhead ; top ; up ; upside واژه هاى شامل بالا ـ (127)
- اسم بالنده، نمو کننده.
- اسم زبر، فو.
- اسم بلندی، ارتفاع.