کان

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم (علوم‌زمبن): معدن. جایی که از آن فلزات و شبه فلزات استخراج کنند‌.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary mine ; wheal واژه هاى شامل کان ـ (12)
  3. اسم پسوند صفتی- مکانی مانند ملکان، اردکان.
  4. اسم تحلیل شما را با نکات تکمیلی علمی و منابع کتابی معتبر گسترده‌تر و دقیق‌تر کرد تا ابعاد زبان‌شناختی، تاریخی، و هندواروپایی واژهٔ «کان» /kān/ روشن‌تر شود. من نسخهٔ تکمیلی شما را با جزئیات بیشتر ارائه می‌کنم: --- ۱. پارسی باستان (Old Persian) شکل: kan معنا: «کندن»، «حفاری کردن»، «استخراج» کاربرد: در کتیبه‌های هخامنشی و متون رسمی، برای فعالیت‌های عملی مانند استخراج معدن یا کندن زمین به کار رفته است. نمونه‌ها در متون داریوش و خشایارشا به استخراج فلزات اشاره دارند. منبع معتبر: Kent, Roland G., Old Persian: Grammar, Texts, Lexicon, New Haven: American Oriental Society, 1953 نکته: این واژه نشان‌دهندهٔ کاربرد عملی و اقتصادی در ایران باستان است و تأکید بر ریشهٔ عملی-تکنیکی دارد. --- ۲. پهلوی (Middle Persian) شکل: kân معنا: «کندن»، «استخراج معدن»، گاهی «معدن» یا «محل نگهداری مواد» کاربرد: در متون پهلو…

*اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}