تافته
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم نوعی پارچه ابریشمی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary wreathy واژه هاى شامل تافته ـ (2)
- اسم (پوشاک): گونهای پارچه. پارچهی نازک درخشنده و براق. تافته شده.
- اسم واژه «تَپ» (tap) ریشهای کهن و ایرانی دارد و از جمله واژگان بنیادین در زبانهای هندواروپایی شرقی (ایرانی و هندی) به شمار میرود. در ادامه، ریشهشناسی و پیوندهای زبانی آن را دقیقتر میبینیم: --- 🔹 ریشهشناسی واژهٔ «تَپ» (tap) اوستایی: 𐬙𐬀𐬞 (tap) پهلوی: 𐭲𐭯 (tap) فارسی میانه و فارسی نو: تپ، تپیدن، تپش، تف، تفت، تافته سانسکریت: तप् (tap) = «گرم شدن، داغ شدن، درخشیدن، ریاضت کشیدن» --- 🔹 معنی اصلی ریشهٔ tap- در تمام زبانهای ایرانی و هندی، معنای بنیادینِ گرم شدن، حرارت، درخشیدن، شور درونی، و کوشش سخت (ریاضت) دارد. در فارسی نو، آثار آن در واژههایی چون: تپیدن، تپش، تف، تفت، تافته، تپان، تپانچه، تپانخورشید بهروشنی دیده میشود. --- 🔹 در متون اوستایی در اوستا، بهویژه در یشتها و نیایشها، این ریشه به صورت tap- در معنای «درخشیدن، گرم شدن، حرارت ایزدی» آمده است. نمونهها: یشت ۶، بند ۱ یشت ۷، بند ۴ …
- اسم برافروخته، روشن شدن.
- اسم گداخته، گرم شده.
- اسم آسیب دیده، کوفته.
- اسم رنجیده، آزرده.
- اسم پیچیده شده، تاب داده.
- اسم تافته جدا بافته: کنایه از کسی که خود را از دیگران ممتاز و متمایز میپندارد.
*اوستایی و پهلوی